تبليغاتX
فریاد خاموش یک دانشجو
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

 

تأملاتی پیرامون اسفندیارلوژی

شاید دیگر کمتر کسی باشد که نام اسفندیار رحیم مشایی را نشنیده باشد. چند سالی است که صحبت از مشایی و کردار و گفتار وی نقل روزانه محافل گردیده و افزایش روزبروز قدرت نفوذ و تأثیر گذاری وی خود مزید علتی شده بر اینکه مشایی همچنان چهره اول جنجالی کشور باقی بماند.

اما نکته ای که در شرایط حاضر قابل تأمل است چگونگی نحوه مواجهه با پدیده " اسفندیار دولت" است و این امر زمانی مهمتر میشود که نگاهی به گذشته ما را به این باور میرساند که مشایی از حاشیه سازی ابایی ندارد در نتیجه در آینده نیز ناگزیر از مواجهه با این پدیده خواهیم بود و پرواضح است که برای رسیدن به نحوه درست برخورد با مشایی باید او را خوب درک کرد.

و اما در پاسخ این سوال که " مشایی کیست؟ "پیرامون  شرح حال و زندگینامه وی نیز تاکنون مطالب زیادی منشر شده است از مطالبی در تمجید وی گرفته تا نامه گلپور. گویی مشایی قرار است همه چیزش جنجالی باشد حتی سابقه و گذشته اش، آنهم از اوایل جوانی....

مروری بر سابقه و گذشته مشایی فارغ از گفته های موافقان و مخالفانش در پاک یا ناپاک بودن آن، هرچه که باشد اما حداقل این نکته را اثبات میکند که بدون شک مشایی در برخی از زمینه ها انسان توانمندی است.حال آیا این توانمندیها در راستای درستی بکار گرفته شده یا خیر ، پرسشی است که در این نوشتار به دنبال پاسخگویی به آن نیستم. یکی از وزرای دولت نهم که اتفاقا از مخالفان آقای مشایی هم هست میگفت مشایی در زمینه اجرایی و عملیاتی کردن فکر و نظریات انسان توانمندی است. و یا به عنوان مثال گفته اند که وی وقتی به عنوان یکی از اعضای اطلاعات سپاه به کردستان میرود با اجازه فرمانده اش به اجرای برنامه های فرهنگی( مثلا برگزاری شب شعر کردی و...) میپردازد.این موضوع نشان از قدرت بالای درک و تحلیل وی از شرایط است که در آن بحبوحه درگیری و خونریزی به جای اقدام اطلاعاتی و عملیاتی ریشه های فرهنگی بحران را هدف گرفته و سعی میکند تا با جلب اعتماد کردها به نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی عملا عقبه استراتژیک معارضین کرد را خالی کند.

  نکته جالب دیگر اینست که اسفندیار رحیم مشایی تاکنون نه فقط در یک حوزه بلکه در حوزه های های مختلفی اعم از سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و فکری و اعتقادی و هنری به بیان نظرات جنجالی و انجام اقدامات بحث برانگیز مبادرت کرده است؛.......



ادامه متن ...
نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

ای به روحتان صلوات!!!!

منتظر یکی از دوستانت که تازه از تهران اومده هستی که بیاد دم در خونه واز خاطرات دیدار مردم استان فارس با حضرت آقا برات تعریف کنه! ساعت حدود یازده و بیست دقیقه شب! برخی از اعضای خانواده خوابیده اند زنگ خونه را میزنند و تو به گمان اینکه همان رفیقت که منتظرش هستی آمده مستقیم به سمت در میروی و در حالی که خود را برای یک خوش و بش گرم آماده کرده ای بی محابا در باز میکنی اما از صحنه ای که میبینی بشدت جا میخوری ، چنانکه ناخودآگاه برای لحظاتی در را میبندی اما سریع بر خودت مسلط شده و در را باز میکنی. دختری جوان در حالی که سگ پشمالوی سفیدش را بغل کرده و با ظاهری که قابل حدس زدن است : " ببخشید ، شما احیانا در خونتون باز نبوده که یک سگ کوچولو اومده باشه داخل خونتون؟!" ، پس از کمی تپق که ناشی از تعجبه:" نه! خیر! تا حالا که چیزی ندیده ایم"

-" ممنون، لطف کردین، ببخشید مزاحمتون شدم"

-" خواهش میکنم "

و با حالتی از تعجب و بهت در را میبندی، پس از چند دقیقه دوباره در را باز میکنی و داخل کوچه را نگاه میکنی دختر جوان در کوچه به دنبال گمشده اش میگرده و درب چند خانه دیگر را هم میزنه! البته بالاخره نفهمیدم که سگ گمشده اش نسبتی با سگی که بغلش بود داشت یا نه!

نه اینکه داشتن سگ یا ظاهر آن دختر جوان در این زمونه چیز عجیب و نادری است و یا انحرافات و موارد بدتر از این وجود ندارد اما گاهی برخی از مشاهدات، انسان را به فکر فرو میبرد. سؤلات و افکار گوناگونی( که البته جدید هم نیستند) در ذهنت ردیف شده و رژه میروند...

براستی چه شده است که یکی از دختران جوان این مملکت آخر شب تو کوچه ها به دنبال سگ کوچولوی نازنازی گمشده اش میگرده و در راه هدفش حاضره که حتی فحش و ناسزای احتمالی مردمی که خوابند و با زدن زنگ خونشون بیدارشون کرده را تحمل کنه...

براستی علی رغم صرف بودجه های کلان و سرسام آور فرهنگی و ارائه بیلان کارهای پر حجم از برنامه ها ی اجرا شده به اصطلاح فرهنگی توسط نهاد ها ی مسئول!!! چرا باید شاهد انحرافات اینچنینی ( والبته هزاران انحرافات گوناگون دیگر) بسیاری از جوانان عزیز( البته به عنوان مشت نمونه از خروار) باشیم ....

فقط این جمله بذهنم رسید :

ای به روح همه مدیران مسئول!!! و نهادهای زیربط!!! و دست اندرکاران امور فرهنگی واجتماعی !!! کشور صلوات.... ( البته حساب اندکی از آنان که کم کاری نکرده اند جداست)

و البته به روح خودمان هم بخاطر کم کاریهایمان صلوات....

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

 

مشايي؛ هدف انتقاد يا ابزار تخريب؟

خيلي قبل تر از اينکه انتخابات شروع شود تخربيها شروع شده بود و به جرم گناه نکرده محکوم شده بود. جداکردن پياده رو ها ، پرده کشيدن توي آسانسورها ، تدفين شهدا توي ميادين، ايجاد جو خفقان ....

مروري بر مطالب روزنامه هاي آن زمان خصوصا فاصله يک هفته اي بين دور اول و دوم  انتخابات سال 84 بخوبي نمايان ميکند که فلان خواننده و رقاصه و همسر يا فرزند فلان سردار شهيد، فلان عالم و فلان روشنفکر ضد دين ، فلان حزب از چپ و فلان حزب از راست ، .... در يکي از عجيبترين ائتلافها همه با هم در يک جبهه قرار گرفته بودند براي اينکه احمدي نژاد راي نياورد و تخريبها همچنان با شدت ادامه داشت. بعد از پيروزي دلنشين و به يادماندني احمدي نژاد بر خدايان زر و زور و تزوير ديگر تخريبها با خشم و عضب آميخته شد و از هر وسيله اي براي عقده گشايي استفاده ميشد. در همان ماههاي اول (حتي اگر اشتباه نکنم حتي قبل از تنفيذ حکم) احمدي نژاد در مجلس خبرگان توافق هسته اي سعد آباد را ننگين تر از معاهدات ترکمانچاي و گلستان توصيف کرد و فقط بخاطر يک اشتباه که بجاي "گلستان" گفته بود "گلستانچاي" هياهويي براه اندختد که بيا و ببين. و بعد با شروع دولت از هيچ تهمت و تخريبي مضايقه نکردند ؛ عجولانه و کارشناسي نبودن تصميمات دولت، عوامفريبي و پوپوليسم، عدم استفاده از نخبگان، انتقاد از سفرهاي استاني بدليل تحميل شدن هزينه بليط وزرا، .....

اما خودشان خوب ميدانستند که اين حرفها ذره اي خريدار ندارد تا اينکه بهانه موجهي براي اين تخريبها پيدا شد؛ پديده اي بنام اسفنديار دولت! تقريبا از ماجراي اسرائيل شروع شد و با مسائلي نظير ماجراي معاون اولي و انبيا و موسيقي و مهمتر از همه مکتب ايراني ادامه يافت و دقيقا يکي از علل اصلي عدم توجه به  تذکرهاي مکرر در مکرر امام خامنه اي همين جاست. امام خامنه اي در موارد زيادي بر حمايت از دولت تاکيد کردند و از تخريب دولت انتقاد و حتي در ماجراهاي مربوط به اسفنديار مشايي ضمن نادرست خواندن اظهارات وي اما باز هم به منتقدان( بخوانيد مخربان!!!) تذکر جدي دادند و بارها و بارها سخناني را پيرامون فرعي بودن اين مسئله و لزوم اصلي و فرعي کردن مسائل و عدم بزرگ کردن مسائل فرعي  بيان فرمودند. اما کو گوش شنوا !!!!!  اصلا اگر مشايي را کنار بگذاريند و فقط در حد يک مسئله فرعي به آن نگاه بنگرند ديگر با کدام بهانه موجه ميتوانند دولت را تخريب کنند. پس حق دارند که ماجراهاي اسفنديار دولت را بچسبند و به هيچ وجه رها نکنند و چيزی جز اين نبايد از آنها انتظار داشت

و به عبارت ديگر هدف اصليشان انتقاد منصفانه از مشايي نيست بلکه از طريق تخريب رفيق شفيق احمدي نژاد تخريب خود او را مد نظر دارند...

حتي اگر ولايت اين رفتار آنان را تاييد نکند بازهم به کار خود ادامه ميدهند و گفتگو با آنان نيز سودي نخواهد بخشيد چرا که ميخ آهنين نرود در سنگ...

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

  تونس و مصر، ما و حاج احمد ، ببر روس و مازنداران

این روزها بسیاری از ما از تحو لات اخیر جهان اسلام ذوق زده هستیم. اگر فرض کنیم که تمام این تحولات در مسیر درست است و همه این مردمان به دنبال جامعه مهدوی هستند!!! باز هم نباید خیلی ذوق زده شویم بلکه باید از خود گله مند باشیم که ما وظیفه مان را در مقابل اسلام و دنیا انجام نداده ایم. و اگر اتفاقی هم در حال روی دادن است از لطف خدا و برکت خون شهداست وگرنه ما به وظیفه مان عمل نکرده ایم. آیا ما توانسته ایم انقلابمان را صادر کنیم ؟ آیا ما توانسته ایم در عمق سرزمینهای اسلامی گروههای مبارز تشکیل دهیم ؟ اگر معاونان زین العابدین بن علی حکومت را در دست گرفتند چه؟ اگر غرب توسط محمد البرادعی انقلاب مردم مصر را مصادره کرد چه ؟ آیا بازهم ذوق زده خواهیم شد؟  امروز مردم تونس، مردم مصر، مردم یمن و اردن و ... ملتهای مسلمان میدانند که وضعیت موجود را نمیخواهند اما مصیبت این است که "فقط میدانند نمیخواهند ولی نمیدانند چه میخواهند "  و مقصر ما هستیم که انجام وظیفه نکردیم .....

 



ادامه متن ...
نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

  تروری که هرگز فاش نشد!!!!!!

مدتها بود که این مطلب تو دلم بود و هرجا که فرصتش پیش میومد بیانش میکردم اما این مطالب مشرق و رجا در روزهای اخیر انگیزه ای شد برای نوشتن این مطلب.

http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=23805

http://rajanews.com/Detail.asp?id=76000

 

در اولین روزهای ورودم به دانشگاه شیراز یک روز صبح که داشتم دنبال اتاق کلاسم میگشتم درب یکی از کلاسها باز بود داخل را نگاه کردم که ببینم آیا همکلاسیهام هستند یا نه؛ اونها نبودند اما یک مطلب توجهم را جلب کرد یک استاد جوان سر کلاس درس میداد و چون توی صورتش محاسن هم نداشت(اصولا محاسنش خيلي نبود و كم پشت و تنك بود) خیلی جوان به نظر میرسید و حداقل با تصور من جدیدالورود ، از اساتید دانشگاه همخوانی نداشت. با خودم فکر کردم که عجیبه! دانشکده معتبری مثل دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز چرا از یک استاد با مدرک کارشناسی ارشد استفاده میکند؟!

این مسئله آنقدر برایم مهم بود که پیگیر شدم تا ببینم اون استاد جوان کیه! و این اولین برخورد من با دکتر بود ...

کسی که من فکر میکردم با مدرک کارشناسی ارشد تدریس میکند کسی نبود جز یکی از نوابغ علمی ایران با سوابقی از جمله:

1) ثبت پنج اختراع و انتشار ۳۵ مقاله علمی در مجلات تخصصی بين المللی

2) رتبه اول تاليف کتاب در سال ۱۳۷۵

3) رتبه دوم تحقيقات کاربردی جشنواره بين المللی خوارزمی در سال ۷۹

4) نفر اول محققان دفاعی جمهوری اسلامی در سال 82

 



ادامه متن ...
نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

درد است مسلمان ...

واقعا نمیدانم چه بگویم

همیشه میگوییم و میگویند یاد قدیما بخیر

اما این بار واقعا یاد قدیما بخیر 

یادش بخیر از چند روز قبل از رمضون بوی عطر ملکوتیش توی شهر میپیچید اما مدتهاست که دیگه اون رایحه خوش الهی را حس نمیکنم...

اصلا چی دارم میگم!!!

بدون خواندن روضه یه راست میرم گودی قتلگاه...

برادران ،خواهران ،حزب اللهی ها، احمدی نژادی ها ،غیر احمدی نژادی ها، اهالی مشائیسم و آنتی مشائیسم ،ای اهل بصیرت ،ای کسانی که در فتنه راه را گم نکردید، ای دلسوزان، ای مدعیان ،ای مبارزان جنگ نرم ...

نمیدانم کی هستید و چه نامی برای خود گذاشته اید اما شما را قسم میدهم...

به اعتقاداتتان، به ولایتمداریتان، به دینتان ،به حرمت خون شهیدان از صدر اسلام تا فتنه 88 ...

و به خدا ، به الله ، به جبار ، به غفار و به منتقم...

حداقل بیاید توی این ماه مبارک از حرمت خدا پاسداری کنیم برای یک ماه هم که شده تعابیر مسخره ای مثل جامعه مدنی و آزادی و تساهل و تسامح و ... ( البته به معنای غربی و اصلاح طلبی آن ) را از ذهنمان بیرون کنیم و بر اساس غیرت دینیمان عمل کنیم....

فقط خدا میداند که خدا چقدر غریب است !!! و در ماه میهمانیش و ماه بهار کتابش از همیشه غریبتر و مظلوم تر...

توی روز روشن وسط انذار عمومی روزه خواری میکنند و امثال من هم بی تفاوت از کنارشان میگذیریم تا راحت فریاد بزنند :

"آی مردم خوب نگاه کنید ! چشمانتان را باز کنید ! خدا گفته روزه بگیرید اما من نمیگیرم ، دلم نمی خواهد زورم میرسد ، اصلا خدا گفته که گفته من عشقم نمیکشد که روزه بگیرم ، حرفی هست؟!"

و به همین راحتی حرمت رب العالمین را در جلوی چشم من شیعه علی(ع) ( البته از نوع شناسنامه ای اش) میشکنند و من برای خودم استدلال میکنم که : " به من چه ؟ مملکت نیروی انتظامی داره بسیج داره به من چه ؟! ؛ آبروریزی میشه! ؛ ای آقا حالا مگه با گفتن من درست میشه ، کار باید ریشه ای حل بشه ، تازه این جوری ممکنه لج کنه و بدتر روزه خواری کنه؛ من خودم سراپا تقصیر و گناهم ، من معصیتکار کی باشم که بخوام به دیگران تذکر بدم... "

شما را به جلالش به جبروتش و به حرمتش قسم ...

حداقل بیایید توی این ماه آن هم فقط در این مورد نهی از منکر کنیم .

این موضوع آنقدر مهم بوده که شارع برا روزه خواری در ملا عام حد تعیین کرده ، سروران گرامی پای حرمت خدا وسط است ، بی خیال نهاد های دولتی و شبه دولتی و غیر دولتی و ضد دولتی ، اینها را ول کن، تو به عنوان یک مسلمان علوی حداقل به وظیفه نهی از منکرت عمل کن...

 اصلا بیخیال این حرفا ، این حرفا دیگه قدیمی شده ...

از مشایی چه خبر؟ از چنگ نرم چه خبر؟ در راستای خنثی کردن استراتژی های دشمنان قسم خورده اسلام و ایران بر اساس کدام راهبرد باید عمل کنیم ؟ از مهندسی فرهنگی چه خبر؟ راستی چگونه باید بصیرت را در طبقات مختلف جامعه گسترش بدیم؟ رئیس چمهور آینده کیه ؟ دیگه چه خبر از کجا؟

 و همچنان خود را با عنواین پر طمطراق مشغول کنیم عناوینی که حتی اگر معنی آنها را هم درست میفهمیدیم راهی به جز عمل به دین و البته همه دستورات دین نمیدیدیم..

 ؛السلام علیک یا صاحب الزمان ، یا ابانا استغفر لنا؛

 

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

قصد ندارم خیلی بنویسم اما مثل همیشه دلم تو اینگونه مواقع طاقت نمیاره ! باید فریاد بزنم هرچند کم هرچند خاموش!

۲۲ خرداد 89 گذشت، یکسال از آغاز فتنه گذشت با همه معایب و البته برکات فراوانش. قریب به یکسال  پیش فتنه ای بر پا شد و حدود ۸ ماه تمام فکرها و اندیشه ها را غبارآلود کرد ! بزرگان و خواص و غیر خواص را سر امتحان نشاند ! چه امتحانی و چه نتیجه شگفت و شگرفی ! بسیاری از معلمان مردود ( بخوانید سقوط) شدند و بسیاری از شاگردان ابتدایی و حتی مشق ننوشته قبول و رتبه اول !

فتنه ای بود سنگین و پیچیده ! تحلیل های سیاسون و متفکران و مدعیان و برنامه ریزان و ... یا همان خواص !!! ( البته آنها که مردود نشدند)  گرهی باز نکرد ! اما سربازان سید علی ( همان عوام !!!!!) راه چاره را از اسلافشان آموخته بودند ...

غبار فتنه را باید با رطوبت خون فرو نشاند و سیاهی فتنه را فقط سرخی خونهای پاک میزداید!

آری  راه حق خون میخواهد و  باید شتافت ! نباید تعلل کرد اسلام خون میخواهد!

برخی که خود فتنه گر بودند که هیچ ! اما از آن قبیله که فتنه گر نبودند ( شاید هم بعضیهاشان جرات نداشتند که فتنه گر باشند) آنگاه که پای جان به میان آمد و معرکه بوی خون گرفت خیلی ها نماندند!

هرکس دلیلی داشت . " اصلا به ما چه ! پس نیروی انتظامی چه میکند !  بذار اونها که حقوق میگیرن برن حلو ! من تو دیگر زمینه ها بیشتر به درد نظام میخورم ! ...."

اما برخی ردای عافیت طلبی را برای دوستدارانش گذاشتند و در مقابل چشمان نظاره گر ( و فقط نظاره گر!!!) دیگران گره کار را باز کردند ... و آن کردند  که باید میکردند و از اسلافشان آموخته بودند ...

آتش فتنه به برکت خون شهدا و جانبازان معرکه خاموش شد...

بگذریم...

اما درد آنجاست که بعد از گذشت یکسال کسی دقیقا نمیداند که چند شهید و چند جانباز در فتنه ۸۸ داریم چه رسد به اینکه نامشان را بدانیم !!!

بنیاد شهید ندا آقا سلطان را شهید اعلام میکند سران فتنه به خانه کشته های دروغینشان میروند...

اما چه کسی به خانه شهدای فتنه ۸۸ سر زد ؟ کدام مراسم ؟ کدام بزرگداشت؟ چه کسی از جانبازان عرصه سهمگین فتنه دلجویی کرد؟ جوانی که بعد از یکسال گلوله از تنش خارج شد نوجوانی که چشمش را تقدیم اسلام کرد مادری که داغ فرزند دیده و جانبازان بسیاری را هنوز مظلومانه رنج میکشند را چه کسی میشناسد؟ کدامتان میداند  قطع عضو که  چه بر سر انسان می آورد.؟

آهای صدا و سیما، سازمان تبلیغات ،بنیاد شهید، دستگاههای عریض و طویل فره؟نگی ، مسئولین سیاسی و فرهنگی با شما هستم چه کرده اید؟ برای آنها که آرامش و مسئولیتتان را مدیون آنها هستید چه کرده اید؟ آنها گره کور فتنه را باز کردند آیا شما گرهی هر چند کوچک از کار آنها باز کردید؟ آنها هیچ نیازی به شما ندارند اما شما باید انجام وظیفه کنید.

جناب آقای ضرغامی! وقتی هنرمند یا خواننده ای میمیرد تا چند روز صدا و سیما عزا میگیرد حداقل به اندازه آنها به این شهدا و جانبازان بها میدادید!

جناب آقای مشایی! کاش آنقدر که به حمایت از امثال هدیه تهرانی و حبیب و ... اهمیت میدادید این موضوع هم برایتان مهم بود. به نمایشگاه نقاشی هنرمند محترم ! سر کار خانم هدیه تهرانی رفتید، قبول باشه! به منزل چند شهید و جانباز سر زدید؟؟؟ .... بازهم قبول باشه!

باز هم بگذریم ....

گویی شهدا و جانبازان فتنه 88 پس از شهادت و جانبازیشان هم به اسلافشان اقتدا کرده اند ! به شهدا و به جانبازان مظلوم  دفاع مقدس ، به ویلچر نشین ها ،به شیمایی ها و به قطع نخاعی ها که نه تنها مظلومند که دیگر حتی حرفی هم از مظلومیتشان نیست !

آری ! انگار تقدیر چنین است که مظلومیت و غربت با بسیج و بسیجی معنا شود !

 

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :
سلام

یه مدت نبودم ! هم تنبلی بود هم مشغله زیاد! باور کنید مسولیت خیلی سخته مخصوصا بعضی مسولیتا سختتره ! راه انداختن ۲ تا اردوی سنگین با حدود ۵۰۰ نفر آدم و یک یادمان که قراره خوب برگزار بشه و... اونهم پشت سر هم و بدون وقفه و با مشکلات مالی فراوان ! اما...

خدا هست و خودش برکت میده فقط باید یه کم اخلاص داشته باشیم!

الهی مددی!

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

اعتماد بنفس بالای شیخ شجاع !

الان درگیر چند تا برنامه هستم و وقت نکردم بنویسم اما دلم طاقت نیاورد پس کوتاه مینویسم :

 

 كروبي : رئيس جمهور را به رسميت مي‌شناسم.

کی از تو نظر خواست آ شیخ....  

 رو که نیست...

         

نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :

وقتی امام (ره) توبه کرد!

چند لحظه لطفا:

1.   ممکن است عده ای بگویند که این سخنان امام (ره)  موضوع دیگری دارد و مصداق آن فتنه اخیر نیست. باید عرض کنم که اگر به دقت و با نظر منصفانه به مقایسه تطبیقی فتنه اخیر با فتنه های زمان امام (ره) بپردازند نظرشان عوض خواهد شد .                 

2.   ممکن است عده ای بگویند که با این کارها به کلی مخالفیم و این قبیل برخوردها درست نیست. خدمتشان عرض میشود که دراین صورت با عرض پوزش دچار روحیه تساهل و تسامح افراطی و اباحه گری شده اید. بروید فکری به حال خودتان کنید! درست آن است که این برخوردها در  وقت خودش باشد نه اینکه به کلی اشتباه هستند و امام (ره) در همین بیانات پاسختان را داده است.

3.   امامی که این چنین سخن میگوید همان امامی است که بیش از یکسال با  بنی صدرخائن مدارا کرد ، منتظری و بازرگان و ... را تا آنجا که امکان داشت تحمل کرد. اما وقتی خائنین و فتنه گران به هیچ صراطی مستقیم نشدند و زمانش فرا رسید ، امام (ره) آنچنان قاطعانه کوبیدشان که منتظری و نهضت آزادی و جبهه ملی و ... دیگر قد علم نکردند و نخواهند کرد.



ادامه متن ...
نوشته : محمد باقر کریمی    نظرات :
به روایت لینک:
پیمان شکنید : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.